خرید بک لینک
به نام خدایی که خیلی بم نزدیک تر از قبل شده............

این روزا دیگه دارم نفسای اخر امتحانارو میزنیم........... خیلی سخت گذشت...........روزه گرفتنو امتحان دادن خدایییییییییییییییییششششششششششش سخته............. امروز دوتا امتحان داشتم و حسابی روزه اذیتم کرد............... رفیق همیشگیم( شیطان جان رو عرض میکنم) خیلی تو گوشم خوند که روزرو بیخیال شم ولی کسی حریف من نمیشه.................

این روزا حالم گرچه خوب نبود و خیلی تنها بودم ولی یه تجربه جدیدو تو خابگاه با بچها داشتم.............. رفیقایی دارم که جنس دلشون طلاست............ اینقدر خوبن که منم در کنارشون سعی کردم خوب باشم........... سحر تو خابگاه کنار رفقا تنهاییات خیلی قشنگه................. خیلی ضعیف و لاغر شدیم به خاطر غذاهای داغون دانشگاه ولی با همه ی اینا کنار سفرمون چیزی بود که خیلی وقت بود اینجوری نبود........... خدایی بود که از ته قلبم حسش میکردم............... خلاصه که این امتحان آلمانیه فردارم بدم دیگه خلاص میشم.......... گرچه که زیاد جدیش نمیگیرم..............

چند تا خداروشکر ته دلم مونده که باید بگم:

خداروشکر که با وجود همه ی تنهاییام خدا تو قلبم هست

خداروشکر که ته ته قلبم یه کوچولو ایمانی دارم که حاضر نیستم هیچ مدله ازش بگذرم

خداروشکر که سه تا اعضای خانوادم سالمن

خداروشکر که ترم شیشم داره تموم میشه < سخت گذشت ولی گذشت>

خداروشکر که انگشتام سالمه و میتونم اینجا بنویسم................

فردا میرم خونه و یه مدت نیستم احتمالا که بنویسم...............دلم تنگ میشه............

دعا میکنم همه و همه یه باوری تو دلشون از خدا باشه..............

دعا میکنم حال دل همه خوب باشه و ته ته خواسته هام اون آرامشیه که همیشه آرزوشو دارم..............

یا حق

برچسب: نویسنده: بردیا رضایی تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 0:10

صفحه بندی