قول دادم که در اندیشهی خود حبس شوم دل به بالا و بلندای خیالی ندهم دوست دارم که خودم پشت خودم باشم و بس به تنِ هیچ عقابی پَر و بالی ندهم
تو که رفتی پیِ تاب و طپش رود، برو به قدمهای اسیرِ لجنم فکر نکن من به دستان خودم گورِ خودم را کندم به پذیرایی و دفن و کفنم فکر نکن من محالم،تو به ممکن شدنم فکر نکن