خرید بک لینک
با همه ی خستگی که امروز داشتم ولی دلم نیومد حالی که امروز یهو بعد از شنیدن یه سری چیزا که مخمو ریفرش کردو ننویسم..........

اول دلم میخواد خداروشکر کنم به خاطر یه سری اتفاقای خوب........... به خاط لطفی که بهم داره..............به خاطر ادمایی که سر راهم قرار میده و همه شون به یه شکل قشنگی خوبن..................

ادما یه وقتایی از ی سری چیزایی غافلن که حتی فکرشم نمی کنن اون اتفاق تو چند قدمی خودش یا حتی تو کمترین فاصله ازش داره زندگی میکنه...............

نمیدونم حرفمو چطوری بزنم.................. حس خوبه دلمو چطوری بگم..............فقط اینقدی می دونم که دلم شده صندوق خیلی از رازا.................یه سری چیزاییو از ی سری ادما مشنوه که حتی تو خوابم بهش فکر نمیکرده..................

امروز که راز، یا اگه خیلی نخوام جنجالیش کنم از گذشته ی نزدیک ترین ادم زندگیم که حالا دیگه مطمعنم خواهر دوممه رو فهمیدم یه حالی شدم که سرم گیج رفت و حال خودمو نداشتم................

یهو به خودم اومدمو دیدم که چه گذشته ی تلخی داشته................. واقعا نمیتونستم حتی یک لحظه خودمو بزارم جاش................ حس میکردم هم اون اروم شده هم من.....................کسی که سه ساله دارم باهاش زندگی میکنمو تو یه بخشی از زندگیم عزیز شده واقعا چی کشیده....................من چه رفیقیم که تاحالا از خنده هاش نفهمیدم که چه غم بزرگی تو دلش داره ولی فقط میخنده که من و امثال من نگیم ای بابا اینم که همش فازش غمه...............از خودم دلم میگیره که دستم واسه کمک بهش کوتاهه...................

واقعا سخته نوشتن از یه حس غریب.....................

ولی خدارو شکر که این ادمای بزرگ تو زندگی منن................که باعث میشن دلم بلرزه و به خودش بیاد.............خداروشکر که اینقد خدا بهم نظر کرده که دلم شده محرم اسرار خیلیا که میتونن بهش اعتماد کنن...........واقعا که کلمه اعتماد چقد قشنگه...............کاش دلم لیاقت یا بهتره بگم تحمل معنی حرفایی که امروز شنیدو داشته باشه.................

امشب از خدا میخوام که یه قدرتی بهم بده که بتونم بهتر ببینم بهتر بشنوم بهتر حل کنم.................

خداروشکر که حال دلم این روزا خوبه..............خداروشکر یه سریا هستن که بونشون تو زندگیم نعمته و حال دلم باهاشون خوبه............

هر چی شکر کنم کمه...............

من دیگه کم کم باتریم 3 درصد شده و اگه شارژرم وصل نشه از حال رفتم.............

ارزو میکنم یه روزی به ی جایی از تکامل ذهن و فکر برسیم که بقیه رو درک کنیم............بقیه چیزا اگه ی ذره انصاف داشته باشیم حله حله میشه ............

(یه روز حال خوب کن)

برچسب: نویسنده: بردیا رضایی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 15:53

صفحه بندی